close
چت روم
داستان کوتاه آخرین نامه ات به دست من نرسید-مجله یافان
loading...

مجله یافان-جدید ترین اس ام اس و مطالب جالب وخواندنی

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره

بسته کسب درآمد با تخفیف ویژه

جدید ترین مطالب مجله یافان
عکس های جدید و شخصی صدف طاهریان
تاریخ : جمعه 02 بهمن 1394
سحر قریشی با چهره ای کتک خورده+عکس
تاریخ : جمعه 02 بهمن 1394
نقشه ضد دراگون تاون هال ۸ کلش اف کلنز
تاریخ : پنجشنبه 01 بهمن 1394
مپ وار تاون هال 10 قوی
تاریخ : پنجشنبه 01 بهمن 1394
ابزار ذکر ایام هفته+کد
تاریخ : یکشنبه 27 دی 1394
معرفی آیفون 7 +شکل آن
تاریخ : پنجشنبه 05 آذر 1394
بزرگترین کباب بناب-کباب ۵ متری
تاریخ : پنجشنبه 05 آذر 1394
مدل شال و کلاه بافتنی دخترانه جدید
تاریخ : یکشنبه 01 آذر 1394
لباس مجلسی شیک
تاریخ : شنبه 30 آبان 1394
جدیدترین عکس های سمیرا حسینی
تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394
مدل های جدید تزیین منزل همراه با چوب
تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
روش هایی برای زیبا شدن لب
تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
طرز تهیه سالاد ایتالیایی با مرغ
تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394
عکس نوشته های زیبای عاشقانه
تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
مبارزه با خستگی بعد از ناهار
تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394
آموزش ساخت ربات در تلگرام
تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394
آموزش Paint ویندوز
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394
چگونه شبکه وای فای WPA و WPA2 را هک کنیم؟
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394
بسته کسب درآمد با تخفیف ویژه

yfun بازدید : 189 پنجشنبه 24 ارديبهشت 1394 نظرات ()

 داستان کوتاه آخرین نامه ات به دست من نرسید

این داستان واقعی نیست

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست.

میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته

در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه

مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟

آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.

مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.

لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!

همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست

یه کاغذی که با خون یکی شده.

بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه

با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم.

دارم برات نامه می نویسم.

آخرین نامه ی زندگیمو.

آخه اینجا آخر خط زندگیمه.

کاش منو تو لباس عروسی می دیدی.

مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!

علی جان دارم میرم.

دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم.

می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم.

ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم.

دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟!

گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟!

علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!

داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟!

کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه.

کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند.

علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت.

حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه

همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره.

روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟!

روزی که دلامون لرزید، یادته؟!

روزای خوب عاشقیمون، یادته؟!

نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه

یادمه چطور بزرگترهامون

همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند.

یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری.

یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه!

می گفتی که من بخندم.

علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم.

هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته

ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام.

روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت

ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات.

دارم به قولم عمل می کنم.

هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ.

پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم.

نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه.

همین جا تمومش می کنم.

واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام.

وای علی کاش بودی می دیدی

رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!

عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم.

دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت.

دستم می لرزه.

طرح چشمات پیشه رومه.

دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه.

سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که

توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود.

نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد

نگاهی که خیلی حرفها توش بود.

هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند

سکوتی که فریاد دردهاشون بود.

پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم

اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود.

حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده.

حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

پایان

عاقبت شوم خودکشی کردن

متأسفانه این گناه بزرگ بسیار رواج یافته و افراد زیادی در کشورمان دست به خودکشی می زنند

و چه بسیار که ما در روزنامه ها اخبار و در و همسایه شاهد آن هستیم .

نظر اسلام نسبت به خودکشی :

حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است که خداوند آن را برای رسیدن به تکامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است.

ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند

بلکه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت کند

مالک اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است

از این رو باید از این امانت خوب محافظت کرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.

البته فقط در راه خدا می توان جان خویش را فدا نمود.

چون حفظ دین الهی و ارزشهای والای دینی ـ که همان راه خداوند است ـ از جان انسان بالاتر، ارزشمندتر و مهمتر است

لذا سید و سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و دیگر شهدای راه خدا، جان خویش را تقدیم نمودند.


خودکشی در فرهنگ اسلامی به معنای عقب نشینی از نیل به غایت کمال و سقوط به وادی حسرت و ناکامی است.

بدین جهت این عمل از نظر اسلام حرام و محکوم است.

چنانکه در قرآن کریم می فرماید: «وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا»؛1 «و

خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.»

کلمه «لاتَقْتُلُوا» صیغه نهی است و دلالت بر وجوب ترک عمل دارد.

روایات متعددی نیز درباره مذمت خودکشی وارد شده است.

در این روایات، صاحبان این عمل اهل جهنم قلمداد شده و بهشت برای آنها حرام شمرده شده است.


خودکشی به سان ناهنجاری های دیگر جامعه، دارای عواقب و پیامدهای سخت فردی و اجتماعی است.

کسانی که خودکشی می کنند، اگر عمل آنها باعث مرگشان شود، هرچند ممکن است ظاهرا از رنج و درد و مشکلات دنیا آزاد شوند

امّا بنا به اعتقادات دینی به عذابهای سخت و دردناک گرفتار می گردند

و از زمره کسانی می شوند که بطور دائم در آتش بسیار سخت جهنم می سوزند.

ارسال به تلگرام
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
برنامه اندروید وبسایت یافان

شما می توانید با دانلود این برنامه برای موبایل

اندروید خود مجله اینترنتی یافان را دنبال کنید.

دانلود

معرفی کانال تلگرام کنکوری ها

کانال تلگرام کنکوری ها

@konkory

https://telegram.me/konkory

بهترین کانال برای بچه های کنکوری

اطلاعات کاربری
نظرسنجی
اگه گوشیت گم شه بیشتر نگران چی هستی؟



اگه یکی ذل بزنه تو چشات تو از رو میری یا اون؟


تبلیغات

بازی و برنامه اندروید 


تبادل لینک


آموزش آشپزی


تبلیغات شما در این مکان

تماس با 09333916488





نرم افزار افزایش بازدید وبسایت و وبلاگ

2000 جم رایگان کلش

ذکر ایام هفته